رد کردن لینک ها

سوالات طلایی مهندس جوان

با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز ، ما در این صفحه قصد داریم سوالاتی که در گروه تلگرامی ما مطرح شده و توسط اساتید مرکز طراحی ساختمان پاسخ داده شده است را با شما به اشتراک بگذاریم . محور این سوالات عمدتا در مورد طراحی سازه می‌باشد .

 آخرین بروز‌رسانی : 99/07/29

سلام ، در سقف وافل به این شکل که توضیح دادید ، فقط در اطراف پلان تیر محیطی دارید و در داخل پلان تیر ندارید. در این حالت ممکن است اطراف پلان تیر های هم ارتفاع سقف داشته باشید(تیر مخفی) که عملا تیر نیستند ، بلکه جزئی از سقف هستند و میتوانید این تیر را با المان line یا با المان shell مدل کنید(روی این تیر نمیتوانید به عنوان عضو باربر جانبی حساب کنید). یا ممکن است تیری با ارتفاع بیشتر از سقف داشته باشید که در این صورت با المان خطی آن را مدل میکنید. در صورت وجود تیر(منظور تیر با ارتفاع بیشتر از سقف) طراح میتواند با تصمیم بگیرد که در کنار تیر قسمتی دال توپر داشته باشد یا در کنار تیر مجوف باشد . اگر در کنار تیر دال توپر باشد ، سختی تیر را افزایش میدهد و قاعده ی تیر ضعیف ستون قوی ممکن است رعایت نشود . گرچه در این سیستم ها دیوار برشی کار میشود و مهم نیست که قاعده تیر ضعیف ستون قوی رعایت شده باشد یا خیر و اگر سیستم قاب ساده باشد ، مشکلی از این بابت که مقاومت تیر بیشتر از ستون باشد نیست.
مگر این که از این قاب ها انتظار قاب خمشی داشته باشید که به صورت دوگانه با دیوار عمل کند ، در این صورت وجود این دال توپر کنار تیر در طراحی و کنترل ها دیده نمیشود . میتوانید آن قسمت را توپر کنار تیر قرار ندهید .
از نظر تحلیل سازه ای و محاسبه سختی ها ، به غیر از ناحیه مشترکی که برای تیر با المان line و دال توپر با المان shell مدل میشود و سختی آن دو بار حساب میشود مشکل دیگری نیست و این مشکل هم قابل صرف نظر است . در تحلیل سازه باید تیر در با مش های سقف گره بندی شده باشد تا در طول خود با سقف پیوسته باشد که برای کنترل این موضوع ، پس از تحلیل سازه دیاگرام بارگذاری ، لنگر و برش تیر را که کنترل کنید ، باید در گره های موجود در سقف انتقال بار به تیر صورت گرفته باشد .

اگر هم سقف وافلی دارید که در سیستمی قرار دارد که بین تمام ستون ها تیر قاب خمشی وجود دارد (سیستم قاب خمشی بتنی است) ، اصلا ناحیه ی توپر برای سقف در نظر گرفته نمیشود و کل سقف مجوف است.

سلام ، شما هر مقطعی داشته باشید به هر شکل برای محدود کردن کمانش موضعی کنترل فشردگی یا فشردگی لرزه ای باید انجام بدید. حتی اگر فرض کنید یک مقطعی دارید که عین آن در آیین نامه نیست ، باید سعی کنید یک مقطع مشابه آن را در آیین نامه پیدا کنید و با آن کنترل کنید . در غیر این صورت امکان کمانش در اجزا زیر بار وجود دارد . مثلا اگر یک ستونی دارید دوبل با ورق سراسری تقویتی دارید ، برای کنترل فشردگی ورق ها باید چون ورق ها مشابه یک مقطع باکس عمل میکند ، باید ضوابط فشردگی باکس را برای آنها چک کنید.

سلام ،
1- آن نصف پایین که سهم base هست جز وزن لرزه ای در محاسبه ی زلزله در نظر گرفته نمیشود. این کار را (توزیع نصف نصف) خودکار نرم افزار ایتبس برای تمام طبقات انجام میدهد و نصف وزن ستون های وصل شده به BASE را خودکار از جرم لرزه ای کم میکند . اما نرم افزار sap اینطور نیست و این کار را نمیکند . در نرم افزار sap آن نصف پایین هم در base جز وزن لرزه ای محاسبه زلزله لحاظ میشود . به همین دلیل اگر شما یک مدل را در etabs و sap بسازید ، برش پایه زلزله به دلیل اختلاف در این قسمت از جرم لرزه ای ، کمی در SAP بیشتر از ETABS بدست می آید.

2- زیر تراز پایه چون دور تا دور دیوار حائل هست ، سختی جانبی بسیار بالاست و مود های بالا تر با دوره تناوب های بسیار کوتاه جرم لرزه ای آن ها را فعال میکنند.

3- نرم افزار آن برش پایه ی دینامیکی محاسبه شده در هر مود را خروجی نمیدهد . اگر برش پایه ی هر مود را نگاه کنید یک مقدار کوچکی میدهد ، اما توزیع بار در هر مود را میتوانید بگیرید . چون شما در LOAD CASE طیف خاک و ضریب مقیاس میدهید ، اما در قسمت آنالیز مودال این موارد را اعمال نمیکنید . فقط میتوانید تحت مود اول برش پایه را ببینید ، به این صورت که در قسمت تحلیل MODAL تعداد حداکثر مود را 1 وارد کنید.
اما یک راهی وجود دارد که در یک ساختمان با توجه به نتایج نرم افزار برای هر مود ، برش پایه را با محاسبات دستی بدست آورید . باید از روی دوره تناوب ، دستی مقدار ضریب بازتاب و ضریب زلزله آن مود را حساب کنید . درصد جرم فعال شده در هر مود را هم که نرم افزار به شما خروجی میدهد که با توجه به آن مقدار جرم فعال شده در آن مود خاص بدست می آید . جرم را تبدیل به وزن میکنید و وزن لرزه ای آن مود را در ضریب زلزله ی آن مود ضرب میکنید تا برش پایه آن مود بدست آید.

سلام ، پاسخ سوال اول : از نظر بنده هر دو روش قابل استفاده است ، چون تفاوت فاحشی در مقاطع نهایی ندارند . علت آن هم این است که وزن خرپشته در مقابل طبقات خیلی قابل توجه نیست و نیروی جانبی خیلی قابل توجهی به آن اعمال نمیشود که تفاوت زیادی بین این دو روش وجود داشته باشد.
اما روش اول را پیشنهاد میکنم به چند دلیل :
1- منطقی تر هست ، چون به هر صورت نیروی جانبی در خرپشته وجود دارد .
2-آیین نامه ای تر هست (با توجه به صفحه 62 استاندارد 2800 که در جدول خرپشته را آورده است
3-راحت تر و ساده تر از روش دوم است

سوال دوم که پرسیدید « خرپشته را مدل نمیکنند و به عنوان بار mass در طبقه بام بار اعمال میکنند » ، در این حالت وزن خرپشته در وزن لرزه ای مدل اعمال میشود و در محاسبه ی زلزله ی استاتیکی و دینامیکی هم وجود دارد ، اما چون بار mass در ترکیب بار های ثقلی و ثقلی جانبی وجود ندارد ، در نتیجه وزن خرپشته در بارگذاری ثقلی دیده نشده است.(به عنوان مثال در محاسبه ی بار محوری ستون ها بار مرده و بار برف خرپشته دیگر وجود ندارد)
در نتیجه این روش اعمال بار mass در صورت عدم مدلسازی خرپشته نادرست است.
اما در حالتی که خرپشته مدل نشود و بار آن در طبقه بام به صورت dead , snow بارگذاری شود ، هم وزن خرپشته در وزن لرزه ای مدل اعمال شده است ، و هم در باگذاری ثقلی دیده شده است چون در ترکیبات بارگذاری بار dead و snow وجود دارد.

سلام ، در تحلیل طیفی هر المانی در مدل داشته باشید ، در محاسبات بر اساس سختی و جرم وارد میشود . یعنی اگر خرپشته را مدل کرده باشید ، در تحلیل طیفی با توجه به سختی و جرم خرپشته برای آن نیروی جانبی محاسبه میشود .
در صورتی که خرپشته وزنی کمتر از 25 درصد بام داشته باشد یکی از این دو روش را میتوانید استفاده کنید :

1- خرپشته را مدلسازی کنید و در تحلیل استاتیکی نیز توزیع بار را از تراز پایه تا خرپشته قرار دهید . (اما در محاسبه ی دوره تناوب تجربی برای محاسبه ی ضریب زلزله باید H سازه را تا طبقه ی بام در نظر بگیرید ، چون وزن خرپشته کمتر از 25% بام است)
در این شرایط اعضای خرپشته نیز تحت بار جانبی نیز محاسبه میشوند.

2- خرپشته را مدلسازی نکنید و در تحلیل استاتیکی نیز توزیع بار قاعدتا از تراز پایه تا بام انجام میشود . وزن لرزه ای خرپشته شامل بار مرده و 20% بار برف را به عنوان بار dead و snow در طبقه ی بام به صورت نقطه ای اعمال کنید . در این حالت این وزن خرپشته در وزن لرزه ای مدل و در بارگذاری برای تحلیل آورده شده است و این وزن لرزه ای هم در تحلیل استاتیکی و هم تحلیل دینامیکی مورد استفاده قرار میگیرد .(در این حالت اعضای خرپشته تحت بار جانبی محاسبه نمیشوند و فقط تحت بار ثقلی در یک فایل جداگانه آنها را بررسی کنید)

سلام ؛ زلزله ی سطح بهره برداری بسیار زلزله ی خفیف تری از زلزله ی طرح است و حداکثر شتاب زمین (PGA) در این زلزله بسیار کوچک تر از زلزله ی طرح است . به همین دلیل آیین نامه شتاب مبنا را در یک ششم ضرب میکند .ساختمان باید در اثر زلزله ی بهره برداری حتما الاستیک باقی بماند ، به همین دلیل ضریب رفتار 1 هست . اگر قرار بود وارد فاز غیر الاستیک شود ، در این صورت ضریب رفتار مقداری بزرگ تر از 1 بود .کنترل زلزله ی بهره برداری را طبق صفحه ی51 و 52 استاندارد 2800 و طبق صفحه ی 116 مبحث ششم باید انجام دهید . آیین نامه به طور واضح تمام موارد را در خصوص آن عنوان کرده است.

به گفتگو بپیوندید